قالب رضا
پاتوق همه ツ پاتوق دوستانツ پاتوق کده

‌‌ツ‌‌.


توصیه ی دکتر شریعتی

به سه چیز تکیه نکن:


غــــــرور ، دروغ ، عشــــــق


آدم با غــــــــرور می تازد


با دروغ می بازد


وبا عشـــــــق می میرد


دکتر علی شریعتی



پاتوق همــــــه

اتاق تاریـــکـــ

پاتوق دوســتان

پاتوق کـــده

www.otaghetarikk.blog.ir

دکتر شریعتی

دکترشریعتی می گوید:


 'ﺍﺯ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﻢ ﺷـــــﺮﻡ ﻣﯿﮑﻨﻢ!!

 ﮔﺎﻫﯽ ﻣﯿﺨــــﻮﺍﻫﻢ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻧﺒﺎﺷﻢ!


 ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﯼ ﺑﺎﺷﻢ ﭘﺎ ﺭﻭﯼ ﯾﻮﻧــــﺠﻪ ﻫﺎ ﺑﮕﺬﺍﺭﻡ! 
ﺍﻣــــﺎ ﺩﻟـــــﯽ ﺭﺍ، ﺩﻓﻦ ﻧﮑﻨﻢ!


 ﮔﺮﮔﯽ ﺑﺎﺷﻢ..ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺪﺭﻡ..
ﺍﻣــــﺎ ﺑﺪﺍﻧﻢ،
 ﮐﺎﺭﻡ ﺍﺯ ﺭﻭﯼ ﺫﺍﺕ ﺍﺳﺖ، ﻧﻪ ﻫـــــﻮﺱ!


 ﺧﻔﺎﺵ ﺑﺎﺷﻢ، ﮐﻪ ﺷﺒﻬﺎ ﮔﺮﺩﺵ ﮐﻨﻢ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﻬﺎﯼ ﮐﻮﺭ...
ﺍﻣﺎ ﺧـــــﻮﺍﺑﯽ ﺭﺍ ﭘﺮﭘﺮ ﻧﮑﻨـــﻢ!


 ﮐﻼﻏﯽ ﺑﺎﺷﻢ...ﮐﻪ ﻗﺎﺭﻗﺎﺭ ﮐﻨﻢ....
 ﺍﻣﺎ ﭘﺮﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺭﻧﮓ ﻧﮑﻨــــﻢ ﻭ ﺩﻟﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺪﺳـــﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﻡ! 


ﭼﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﯿﻢ ﺷﺎﯾـــﺪ...


 ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﻪ ﻗﺼﺪ ﺗﻮﻫﯿــــــﻦ...

 
ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺭﺍ "اﻧﺴــــﺎﻥ" ﺧﻄﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻨد ...



پاتوق همــــــــــــه
اتاق تاریــــــــک
پاتوق دوســـــــتــان
پاتوق کـــــــــده
www.otaghetarikk.blog.ir




تصویر مرتبط

سخن بزرگان

شکسپیر گفت:

من همیشه خوشحالم میدانید چرا؟؟


برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم انتظارات همیشه صدمه زننده هستند...

زندگی کوتاه است پس ب زندگیت عشق بورز خوشحال باشو لبخند بزن..


فقط برای خودت زندگی کن و ....


قبل از اینکه صحبت کنی؛ گوش کن


قبل از اینک بنویسی؛ فکر کن


قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش


قبل از اینکه دعا کنی؛ ببخش


قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن


قبل از تنفر؛عشق بورز


زندگی این است:


احساسش کن،زندگی کن و لذت ببر...



*پاتوق همــــــــــــــــــــــــه

*پاتوق دوســــتــــان

*پاتوق کــــــــده

#www.otaghetarikk.blog.ir





چالش پاتوقی

ســـــــلااااااااام ب دوستای پاتوقی خودم


امروز دوباره با ی چالش دیگ اومدیم.....


اگر دو نفر لبه ی پرتگاهی باشند و فقط یک انتخاب داشته باشی

کدومشونو نجات میدی؟؟؟؟


1:اونی ک خیلی دوسش داری؟؟


2:یا اونی ک خیلی دوست داره؟؟




*پاتوق همــــــــــــــــــــــه

*پاتوق کده

*اتاق تاریکــــــــــــــ

#www.otaghetarikk.blog.ir

داستان پاتوق

    داستان پاتــــــــــوق
 
جملات ناب:
درس زیبای آموزگار ...

 

معلم یک مدرسه به بچه های کلاس گفت که میخواهد با آنها بازی کند. او به آنها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکی بردارند و درون آن به تعداد آدم هایی که از آنها بدشان می آید ، سیب زمینی بریزند و با خود به مدرسه بیاورند.

فردا بچه ها با کیسه های پلاستیکی به مدرسه آمدند.در کیسه‌ی بعضی ها ۲ بعضی ها ۳ ، و بعضی ها ۵ سیب زمینی بود. معلم به بچه ها گفت : تا یک هفته هر کجا که می روند کیسه پلاستیکی را با خود ببرند.روزها به همین ترتیب گذشت و کم کم بچه ها شروع کردند به شکایت از بوی سیب زمینی های گندیده. به علاوه ، آن هایی که سیب زمینی بیشتری داشتند از حمل آن بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته بازی بالاخره تمام شد و بچه ها راحت شدند. معلم از بچه ها پرسید: از اینکه یک هفته سیب زمینی ها را با خود حمل می کردید چه احساسی داشتید؟ بچه ها از اینکه مجبور بودند. سیب زمینی های بدبو و سنگین را همه جا با خود حمل کنند شکایت داشتند.

آنگاه معلم منظور اصلی خود را از این بازی، این چنین توضیح داد: این درست شبیه وضعیتی است که شما کینه آدم هایی که دوستشان ندارید را در دل خود نگه می دارید و همه جا با خود می برید. بوی بد کینه و نفرت قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوی بد سیب زمینی‌ها را فقط برای یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می خواهید بوی بد نفرت را برای تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟
 
×پاتــــــــــوق همــــــــــہ
×پاتــــــــــوق دوستان
×پاتــــــــــوقکــــــــــده
×اتاق  تاریکک
Www.otaghetarikk.blog.ir

چالش پاتوق2

ســــــــــــــلام به همــــــــــه ی
 دوستای عزیزمووون یه چالش دیگه داریم
ツ هممون میدونیم ک دوست واقعی تو زندگیه ادم چقدررر مهمه و ادم واسه بهترین دوستش وبامعرفت ترین دوستش حاضره هر کاری بکنه ツدوست واقعی داشتن یه لطفه از نظر من یه لطف خیلی بزرگ از طرف خداツ


 ⇦وامــــــــــا چالش مــــــــــا ‌‌......


⌛ اســــــــــم یا اســــــــــم های بهترین و خاص ترین و با معرفت ترین و واقعی ترین دوستتو بنویس

حاجی⇦نخبه ی نظامی ما ک ربوده شد

ســــــــــلام به دوستــــــــــای گل پاتوقی

 
■حاج احمد متوسلیان واقعا کیست؟

■چرا نخبه ی نظامی ایران را ربودند؟

■14 تیــــــــــرماه ⇦مصادف با ربوده شدن ۴تن از دیپلمات ایرانی

■وچه تلخ 34 سال از این واقعه بدون اطلاع از زنده بودن یا شهادت این چهار دیپلمات گذشت

■وچه شیرین ک سال گذشته خبری از زنده بودن این ۴ دیپلمات رسید وخبری ک ناخشوایند بوداسارتشان توسط رژیم صهیونیستی

و چه زیبا کامنت هایی برای ایشان نوشتند

وچه حیف ک ایشان را از کشورمان گرفتند

دوستان پاتوقی اگر از این بزرگواران میدانید به ما کمک کنید تا بیشتر بشناسیمشون

تشکر



⇦پاتوق همــــــــــه
⇦پاتوق دوستان
⇦پاتوقکده
⇦Www.otaghetarikk.blog.ir

نصیحت پاتوق

ـــ یک نسخه برای شما!هرروز جلوی آینه بایستید و با صدای بلند بخوانید:من به این جهان آمده ام تا موفق و پیروز باشم و به یاری خداوند موانع را ازسر راه بردارم.من انسانی هستم؛شاد،آزاد،خوشبخت و کامرو!


ــــ بخاطر بسپار:ناممکن وجود ندارد!

ــــ فراموش نکن:ایمان ماده اصلی و خمیر مای

ه ی دستیابی به ارزوهاست!

ــــ بخاطر بسپار:ایمان ابزار نیرومندی است که هرگز دیده نمیشود!

ــــ هرصبح با لبخندی خود را در آیینه ببنید و بخوانید:هرروز وضع من از هر جهت بهتر و بهتر می شود!

ــــ هر شامگاه با خود بخوانید:هرروز،همه چیز،از هر جهت بهتر می شود و من در تمام زمینه های زندگی غنی تر می شوم!

ــــ از یاد نبریم:تصورات ذهنی،تعیین کننده ی هدف هاست!

ــــ توانگران پیش از انکه ب اهداف برسند،در آیینه ی دل،خود را توانگر دیده اند!

ــــ بخاطر بسپارید:بزرگ بیندیشید تا بزرگ شوید!

ــــ بیاموزیم ک در زندگی،هرکس،مسئول مشکلات و پدید آورنده شادمانی خویش است!

ــــ اندیشه حقیر،انسان را حقیر نگه می دارد!

ــــ ذهن خود را از اندیشه ی ثروت سرشار کنید!

ــــ بخاطر بسپارید امواج فکر منفی،رویداد های منفی و امواج فکری مثبت را ب وجود می اورد!


*کتاب لطفا گوسفند نباشید!



#پاتوق همـــــــــــــــــــــه

#پاتوق دوستان

#پاتوق کده

*www.otaghetarikk.blog.ir






داستــــــــــان پاتوووق

 داستــــــــــان پاتوق
 
★داستانی از کتاب زیبای  تو تویی


 نام داستان⇦فرشته ی کوچولو


در مطب دکتر )ویلیامز(به شدت به صدا درآمد...دکتر گفت:در را شکستی بیا تو .
درباز شد و دختر کوچولویی ک خیلی مضطرب وپریشان به نظر میرسید به طرف دکتر دوید و گفت:اقای دکتر اقای دکتر مادرم !ودرحالی ک نفس نفس می زد  ادامه داد،التماس میکنم مادرم را نجات دهید مادرم خیلی مریض است  خواهش میکنم با من بیایید

دکتر گفت :دختر جان باید مادرت را به اینجا بیاوری;من برای ویزیت به خانه ی کسی نمی روم !
دخترجواب داد ولی دکتر من نمی توانم .اگر شما نیایید مادرم می میرد...واشک در چمانش جاری شد .

دل دکتر به رحم آمد و تصمیم گرفت ک همراه او برود ...وقتی آنها به خانه رسیدند،دکتر را به جایی ک مادر بیمارش در رختخواب بود راهنمایی کردو رفت

دکتر شروع به معاینه کردوتوانست با قرص و امپول،تب بالای آن زن را پایین بیاورد واز مرگ حتمی نجاتش ده.دکترتمام شب را بر بالین آن زن ماند، تاصبح که علائم بهبودی در او دیده شد ... زن به سختی چشمانش را باز کرد و از دکتر به خاطر کاری که کرده تشکر کرد.

دکتر به او گفت : باید از دخترت تشکر کنی، اگر او نبود حتما می مردی
آن زن با تعجب گفت: ولی دخترمن سه سال است ک از دنیا رفته !وبه عکس بالای تختش اشاره کرد .
چشمان دکتر به قاب عکس خیره شدوپاهایش از دیدن عکس سست شد
این همان دختر بود، فرشته ای ک مادرش را نجات داده بود

#پاتــــــــــوق همــــــــــہ
#پاتــــــــــوق دوستــــــــــان
#پاتــــــــــوقکــــــــــده
#اتاق تاریکک

‌♥♥♥♥♥Www.otaghetarikk.blog.ir♥♥♥♥♥




چالش پاتوق1

  ســــــــــلام به همہ ے دوستای گل پاتوقی


خب خب خب امروز چالش داریم :


⇦⇦⇦خنـــــده دار ترین سوتی ک تو جمع دادید چی بوده؟؟؟؟

 


۱ ۲ ۳ . . . ۷ ۸ ۹
یه پاتوق عالی واسه بچه های عالییییییツ


⇦اینجا محدودیت نداره یعنی درباره ی همه چیز بحث میکنیم



↯اینجا سوالامونا میپرسیم و جوابشو پیدا میکنیم البته با کمک همدیگه




پس بزن بریم ‌⌛




راستی یادت نره سوالتو بپرسی رفیق ツ‌✉




به پاتوقمون خوش اومدی

★پاتوق همه
★پاتوق دوستان
★پاتوق ما
⇦اتاق تاریکツ
نویسندگان
Designed By Erfan ادیت شده توسط قالب رضا